یه اصفهون میگم ؛ یکی می شنوی

به اصفهون میگم یکی میشنوی
گوش بده تا حرف دلم بشنوی
سرتاسر مسیر همش خاطرست
حیف که تا اونجا یه عالم فاصلست
وقتی قدم زنون میری تو میدون
نصف جهانه خود نقشه جهون
چارباغشم خودش چهل تا باغه
روی درختاش پر سار و زاغه
گوشفیل و دوغ ؛ غذا که هست بریونی
رطب با نارگیل ؛ توو کفِش می مونی
روی سی و سه پل که پا میزاری
یه عالمه منظره اونجا داری
غمین میشه دلت ؛ ز خشکی رود
جاری چرا نیست دیگه زاینده رود
از این سرش ؛ چشمای شیر به اونور
میگن میده نور و میشه منور
شبها ؛ یه جلوه ای داره دیدنی
میدون جلفا ؛ دست گل ؛ چیدنی
منار جنبونش هنوز معماس
میجنبه ؛ این صفت چه با مسماست
اگه داری یه یار اصفهونی
پیر نمیشی ؛ همش جوون می میونی
دلم باهاته گرچه دور از تو ام
تا عمری هست همش به یاد تو ام
کلی ازت تو دل دارم خاطره
محاله یادت از سر من بره
.
حبیب اوجاری
1402.8.11
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم بهمن ۱۴۰۴ ساعت 9:8 توسط حبیب اوجاری
|