بنفشه گل

بنفشه گل بیرون اومد ؛ عهدی که بستی پر زد
غصه اومد با خنده ای به سمت خونه ؛ در زد
گلدون یاسِت که همیشه تکیه داشت به ایوون
وقتی که تنهاییمو دید ؛ پژمرده گشت و حیرون
پشیمونی ؛ خوب میدونم ؛ خوارک تو که آهه
قسمت همینه ؛ میدونی ؛ چاه کن به قهر چاهه
دور و برت خالی میشه ؛ تنهایی تو همیشه
فکر کردی که من میمیرم ؛ دنیا مال تو میشه
دنیا همینجوری ولی ؛ نمی مونه ؛ صبورم
خواب ببینی که مرده ام👍 ! بیای بالای گورم
حبیب اوجاری
1405.7.4
+ نوشته شده در شنبه چهارم مهر ۱۴۰۵ ساعت 21:14 توسط حبیب اوجاری
|